به دل نگير آقا
شکسته بالي ما را به دل نگير آقا
شب حوالي ما را به دل نگير آقا
براي تنگي دل چاره اي به جز تونبود
دودست خالي ما را به دل نگيرآقا
دوباره نذرتوکردم دلي که نارس بود
ولي تو کالي ما را به دل نگير آقا
تمام داروندارم همين سفالي بود
دل سفالي مارا به دل نگير آقا
دلم گرفته ولي بازهم نمي بارم
توخشکسالي ما را به دل نگير آقا
شکسته بال ترينم که سويت آمده ام
شکسته بالي ما را به دل نگير آقا

یا حق